صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4638

غزل شمارهٔ 4638

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ایشیر

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گر کند مادر زخشکی بخل دراعطای شیر

اشگ طفلان را ید بیضاست دراجرای شیر

2

ساغرلب تشنه آرد خون مینا را بجوش

جذب کودک رادم عیسی است دراحیای شیر

3

کهربا بال وپر پروازگرددکاه را

مهر مادر می کنداطفال را جویای شیر

4

میرساند رزق هرکس را بقدرظرف،حق

هست در خورد دهان کودکان مجرای شیر

5

آنکه تعلیم مکیدن می دهد اطفال را

می دهد خون سیه را کسوت بیضای شیر

6

روزی که ما بی زبانان بی طلب خواهد رساند

آنکه پیش از طفل در پستان کند انشای شیر

7

ترک عادت بر سبک مغزان بود ناخوشگوار

پیش طفلان نعمت الوان نگیرد جای شیر

8

روی ممسک تلخ از آن باشد که پستان سیاه

از سراطفال بیرون می برد سودای شیر

9

شکوه باشد حاصل نیکی به کافرنعمتان

در دل مادر کند خون طفل بدخو جای شیر

10

چشم زاهد از لقای دوست باشد بر بهشت

کی توان بردن ز طبع طفل استسقای شیر

11

کفر نعمت می کند رزق هلال خود حرام

می خورد خون طفل از پستان گزیدن جای شیر

12

حرص پیران از سفیدی های مو گردد زیاد

برنیارد ازوجود این زهر رادریای شیر

13

حرص زر نتوان جدا کرد از کهنسالان به تیغ

آب نتواند سفیدی را برداز سیمای شیر

14

از سفیدی های مو شدتنگ صائب خلق من

خشک مغزی های من افزود ازین دریای شیر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از می گلرنگ می گردد اگر پیمانه سیر

می شود از خوردن خون هم دل دیوانه سیر

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4637

اگلی نظم

آنکه می آید زطفلی از دهانش بوی شیر

می گدازد عاشقان را چون شکر در جوی شیر

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4639

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور