صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5200

غزل شمارهٔ 5200

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: امافتدبهخاک

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

می شود خرج زمین چون میوه خام افتد به خاک

وای بر آن کس که اینجا ناتمام افتد به خاک

2

از طلوع و از غروب مهر روشن شد که چرخ

هرکه را برداشت صبح از خاک، شام افتد به خاک

3

بی تأمل از لب هرکس که حرفی سر زند

مست خواب آلوده‌ای از پشت بام افتد به خاک

4

هست بیرنگی همان در گوهر او برقرار

پرتو خورشید اگر رنگین ز جام افتد به خاک

5

نیست کبر و سرکشی در طینت روشندلان

پرتو خورشید پیش خاص و عام افتد به خاک

6

بس که دارد سرو او را تنگ در بر سرکشی

نیست ممکن سایه آن خوشخرام افتد به خاک

7

هست از دشمن تواضع ریشه مکر و فریب

کی بود از خاکساران گرچه دام افتد به خاک!

8

در وصال از حسرت سرشار من دارد خبر

هرکه را در پای گل از دست جام افتد به خاک

9

از نوای دلخراش من به یاد گلستان

اشک گردد دانه و از چشم دام افتد به خاک

10

از هوا گیرد سخن را چون طرف باشد رسا

مستمع چون نارسا کلام افتد به خاک

11

دم زدن کفرست در بزم حضور خامشان

برهمن پیش صنم جای سلام افتد به خاک

12

دیده‌های پاک سازد ناتمامان را تمام

نور ماه ناقص از روزن تمام افتد به خاک

13

می‌فتد از پختگی بر خاک هرجا میوه‌ای است

جز سخن صائب که چون افتاد خام، افتد به خاک

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کیست آرد پشت گردون ستمگر را به خاک

می زند این کهنه کشتی گیر یکسر را به خاک

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5199

اگلی نظم

زخمی تیغ شهادت زنده می خیزد ز خاک

همچو گل با جبهه پرخنده می خیزد ز خاک

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5201

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور