صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5513

غزل شمارهٔ 5513

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارخرسندم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به پیغام زبانی از دهان یار خرسندم

به حرف و صوت از آن لبهای شکر بارخرسندم

2

کیم من تا خیال بوسه گرد خاطرم گردد

به شکر خنده ای زان مشرق گفتار خرسندم

3

به شکر خنده گر شیرین نمی سازی دهانم را

به حرف تلخ از آن لبهای شکر بار خرسندم

4

ز گل رنگین نمی سازی اگر جیب و کنارم را

زبی برگی به برگ سبز از آن گلزار خرسندم

5

تو در آیینه از نظاره خود کام دل بستان

که از دیدار، من با وعده دیدار خرسندم

6

ندارد حاصلی جز سنگ طفلان نخل بارآور

از آن چون سروزین بستان به برگ از بار خرسندم

7

نباشد دولتی بالاتر از امنیت خاطر

به خواب امن، من از دولت بیدار خرسندم

8

گرانی می کند ناز طبیبان بر دل زارم

به درد بی دوای خود در من بیمار خرسندم

9

ندارد دانه در دنبال چشم برق چون خرمن

چو موران من به رزق اندک از بسیار خرسندم

10

نگردد چون سیه عالم به چشمم از تهی مغزی

که من چون خامه با گفتار از کردار خرسندم

11

ز انصاف خریداران سنگین دل خبر دارم

به زندان صدف چون گوهر شهوار خرسندم

12

بزرگان می کنند از تلخرویی سرمه در کارم

اگر چه با جواب خشک ازین کهسار خرسندم

13

نریزم چون صدف در پیش دریا آبروی خود

به اندک ریزشی از ابر گوهر بار خرسندم

14

به درد و داغ صلح از لاله رویان کرده ام صائب

به پیچ و تاب از گنج گهر چون مار خرسندم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل صد پاره خود را به زلف یار می بندم

من این اوراق را شیرازه از زنار می بندم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5512

اگلی نظم

نمی خوردم غم دنیا اگر دیندار می بودم

مآل خویش می دیدم اگر بیدار می بودم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5514

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور