صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6736

غزل شمارهٔ 6736

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انتهی

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خار دیوارست چون از اشک شد مژگان تهی

ابر بی باران بود دستی که شد ز احسان تهی

2

نیست چون در سر خرد، دستار بر سر گو مباش

می شود مستغنی از سرپوش چون شد خوان تهی

3

از نکویان در نظر دایم عزیزی داشتم

هرگز از یوسف نبود این گوشه زندان تهی

4

گوی سبقت هر که برد از دیگران مردست مرد

ورنه هر زالی است رستم، چون شود میدان تهی

5

فکر دنیا برنمی آید حریصان را ز دل

نیست هرگز از هجوم جغد این ویران تهی

6

سرمه آواز می گردد سواد شهرها

در بیابان دل مگر سازد جرس ز افغان تهی

7

منزل ویران نباشد جای آرام و قرار

در کهنسالی دهن می گردد از دندان تهی

8

موسم گل را ز خواب نوبهاران باختم

بعد عمری می روم زین گلستان دامان تهی

9

می رود فکر برون رفتن ز دل اقبال را

گر در ارباب دولت گردد از دربان تهی

10

می شود از مغز قانع چشم ظاهربین به پوست

ورنه از واجب نباشد عالم امکان تهی

11

عکس در آیینه تصویر پابرجا بود

نیست از معشوق هرگز دیده حیران تهی

12

کی خیالات غریب من به غربت می فتاد؟

از سخن سنجان نمی گردید اگر ایران تهی

13

شبنم رخسار گل اشک یتیمان می شود

هر گلستانی که گردید از نواسنجان تهی

14

از ضعیفان جوی همت چون قوی افتاد خصم

کاین نیستان نیست از شیر سبک جولان تهی

15

کوه طاقت برنمی آید به استیلای عشق

بحر را لنگر کجا می سازد از طوفان تهی؟

16

عیش ظاهر صائب از دل کی زداید زنگ غم؟

پسته را از خون نسازد دل لب خندان تهی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خنده‌ی بی‌جا مزن تا طعن بی‌جا نشنوی

پا منه بیرون ز راه شرم تا پا نشنوی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6735

اگلی نظم

جام هیهات است از صهبا کند پهلو تهی

این حبابی نیست کز دریا کند پهلو تهی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6737

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور