صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6702

غزل شمارهٔ 6702

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارزندگی

صنف: غزل

آڈیو
آڈیو
Toggle stanza 1
11

چشم خونبارست ابر نوبهار زندگی

آه افسوس است سرو جویبار زندگی

22

نیست غیر از لب گزیدن نقلی این پیمانه را

دردسر بسیار دارد میگسار زندگی

33

برگ او از دست افسوس و ثمر بار دل است

دل منه چون غافلان بر برگ و بار زندگی

44

دیده از روی تأمل باز کن چون عارفان

کز نگاهی ریزد از هم پود و تار زندگی

55

می برد با خود ز بی تابی کمند و دام را

در کمند هر که می افتد شکار زندگی

66

اعتمادی نیست بر شیرازه موج سراب

دل منه بر جلوه ناپایدار زندگی

77

یک دم خوش را هزاران آه حسرت در قفاست

خرج بیش از دخل باشد در دیار زندگی

88

باده یک ساغرند و پشت و روی یک ورق

چون گل رعنا خزان و نوبهار زندگی

99

از تزلزل بیخودان نیستی آسوده اند

بر نفس پیوسته لرزد شیشه بار زندگی

1010

در شبستان عدم باشد حضور خواب امن

نیست جز تشویش خاطر در دیار زندگی

1111

چون حباب پوچ از پاس نفس غافل مشو

کز نسیمی رخنه افتد در حصار زندگی

1212

بارها سر داد بر باد و همان از سادگی

شمع گردن می کشد از انتظار زندگی

1313

دارد از برق سبک جولان طمع استادگی

هر که از غفلت دهد با خود قرار زندگی

1414

چون نگردد سبز در میدان جانبازان عشق؟

نیست خضر نیک پی گر شرمسار زندگی

1515

گر به سختی بیستون گردیده ای، چون جوی شیر

نرم سازد استخوانت را فشار زندگی

1616

مرگ چون موی از خمیر آسان کشد بیرون ترا

ریشه گر در سنگ داری در دیار زندگی

1717

چون شرر با روی خندان خرده جان کن نثار

چند لرزی بر زر ناقص عیار زندگی

1818

تا نگردیده است دست از رعشه ات بی اختیار

دست بردار از عنان اختیار زندگی

1919

موج آب زندگانی می شمارد تیغ را

هر که پیش از مرگ شست از خود غبار زندگی

2020

می تواند شد شفیع روزگاران دگر

آنچه صرف عشق شد از روزگار زندگی

2121

تا دم صبح قیامت نقش بندد بر زمین

هر که افتد از نفس در زیر بار زندگی

2222

خاک صحرای عدم را توتیا خواهیم کرد

آنچه آمد پیش ما از رهگذار زندگی

2323

سبزه زیر سنگ نتوانست قامت راست کرد

چیست حال خضر یارب زیر بار زندگی

2424

برگ سبزی می کند ما بینوایان را نهال

بیش از این خشکی مکن ای نوبهار زندگی

2525

دارد از هر موجه ای صائب درین وحشت سرا

نعل بی تابی در آتش جویبار زندگی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

من گرفتم برنیارد موج شمشیر از نیام

از هوای خود خطر دارد حباب زندگی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6701

اگلی نظم

گریه تلخ است صهبای ایاغ زندگی

آه باشد سرو پا برجای باغ زندگی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6703

◆

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

0:000:00