صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2503

غزل شمارهٔ 2503

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رمیزند

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

با دهان خشک هرکس خندهٔ تر می‌زند

ساغر تبخاله‌اش پهلو به کوثر می‌زند

2

سیر چشمان را نسازد تنگدستی دربه‌در

حلقه خود را از تهی چشمی به هر در می‌زند

3

می‌کند خاکسترم در لامکان پرواز و شوق

همچنان بر آتشم دامان محشر می‌زند

4

شد ز سودا استخوان پهلوی من بس که خشک

گر کنم بستر ز سنگ خاره مسطر می‌زند

5

در زمان عقد دندان و لب جان بخش تو

در صدف‌ها پیچ و تاب رشته گوهر می‌زند

6

می‌فزاید حرص را نعمت که در دریای شهد

دست و پا مور حریص از بهر شکر می‌زند

7

آن که گل بر سر زند، غافل که هنگام زدن

دست را با شاخ گل یک بار بر سر می‌زند

8

چون علم در راستی هر کس سرآمد گشته است

بی‌محابا غوطه در دریای لشکر می‌زند

9

هرکه می‌گوید حدیث عشق با افسردگان

از تهی‌مغزی به خون مرده نشتر می‌زند

10

گرچه صائب بستر و بالین من از آتش است

مرغ روح من ز خامی همچنان پر می‌زند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در گلستانی که بلبل جوش غیرت می زند

باغبان در سایه گل خواب راحت می زند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2502

اگلی نظم

هرکه دامن بر میان در چیدن گل می‌زند

آستین بر شعله آواز بلبل می‌زند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2504

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور