صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1403

غزل شمارهٔ 1403

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نمیگرفت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

پیش ازین جانان حساب دیگر از من می گرفت

همچو قمری طوق حکم من به گردن می گرفت

2

گر به سیر خانه آیینه می رفت، از حجاب

اول از فرمان پذیری رخصت از من می گرفت!

3

می رود چون چاک در دلها سراسر این زمان

پاکدامانی که رو از چشم سوزن می گرفت

4

این زمان شمع نسیم صبحگاهی دیده ای است

چهره گرمی کز او آتش به گلشن می گرفت

5

این زمان فرش است در هر کوچه ای چون آفتاب

آن که روی خود ز چشم شوخ روزن می گرفت

6

حسن روز افزون او مستغنی از مشاطه بود

تا رخش آیینه از دلهای روشن می گرفت

7

این زمان خوارم، وگرنه پیش ازین آن شاخ گل

همچو شبنم طفل اشکم را به دامن می گرفت

8

سینه چاکی همچو گل می گشت بر گرد دلم

غنچه اش روزی که سامان شکفتن می گرفت

9

نیست اشک و آه را تأثیر در سنگین دلان

ورنه دل آتش ز سنگ و آب از آهن می گرفت

10

دیده بودم این پریشانی که پیش آمد مرا

صائب آن روزی که دل در زلف مسکن می گرفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دوش مجلس از زبان شکوه ام در می گرفت

کاش این شمع پریشان را کسی سر می گرفت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1402

اگلی نظم

سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت

گر شبی خواهی شدن مهمان ما وقت است وقت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1404

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور