صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1170

غزل شمارهٔ 1170

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انپیچیدهاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

شوکت حسن تو بلبل را زبان پیچیده است

حیرت سرو تو دست باغبان پیچیده است

2

در لب پیمانه پر می نمی گنجد صدا

در دل پر خون عاشق چون فغان پیچیده است؟

3

داغ، دست الفت از دامان برگ لاله داشت

در سر ما دود سودا همچنان پیچیده است

4

حسن معشوق حقیقی نیست در بند نقاب

دست مژگان ترا خواب گران پیچیده است

5

چون سرشک عاشقان منزل نمی داند که چیست

جذبه شوق که در ریگ روان پیچیده است؟

6

نارسایی در کمند پیچ و تاب عقل نیست

مصرع زنجیر ما سوداییان پیچیده است

7

لاله رخساری که ما را غوطه در خون داده است

غنچه از دلبستگان یک زبان پیچیده است

8

دشمن از ما چون هراسد، صید از ما چون رمد؟

ناوک تدبیر ما بیش از کمان پیچیده است

9

سر به صحرا داد حشر آسودگان خاک را

فکر او در کنج ما را همچنان پیچیده است

10

بی تأمل مگذر از مکتوب ما صائب که شوق

در دل هر نقطه ای صد داستان پیچیده است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر که چون جوهر ز تیغ یار سر پیچیده است

تاروپود عمر را بر یکدگر پیچیده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1169

اگلی نظم

چهره اش خندان و خط مشکبو پیچیده است

نامه وا کرده است اما گفتگو پیچیده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1171

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور