صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4281

غزل شمارهٔ 4281

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: وشمیشود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دل بی غبار از لب خاموش می شود

از جوهر آب آینه خس پوش می شود

2

بی مغز را کند دهن بسته مغزدار

خوان تهی نهفته به سرپوش می شود

3

در هر کجا فسانه چشم تو سر کنند

چشم غزال، خواب فراموش می شود

4

از صبح اگر خموش شود شمع دیگران

روشن دلم ز صبح بناگوش می شود

5

گردش ز جا نخیزد اگر خاک ره شود

هر کس که از خرام تو مدهوش می شود

6

بار سلاح عاریه مردان نمی کشند

دریا ز موج خویش زره پوش می شود

7

تلخی که نوش جان کنی آن را، شود شکر

نیشی که در جگر شکنی نوش می شود

8

می حسن را ز پرده شرم آورد برون

گل در شکفتگی همه آغوش می شود

9

چون آب ازانفعال فرو می رودبه خاک

سروی که با نهال تو همدوش می شود

10

صائب خموش باش که در مجلس شراب

می عاجز از پیاله خاموش می شود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در شوره زار دانه اگر سبز می شود

از چرخ بخت اهل هنر سبز می شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4280

اگلی نظم

رخسار او ز می چو عرقناک می شود

هر سینه ای که هست ز دل پاک می شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4282

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور