صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1048غزل شمارهٔ 1048شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ارمردماستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنیست مردم هر که را نقش و نگار مردم استمردمی هر کس که دارد در شمار مردم است2نقل کریںقلعه فولاد و حصن آهنی در کار نیستچشم پوشیدن ز آفتها حصار مردم است3نقل کریںچون نگاه آن کس که خود را صاف کرد از پرده هادر میان مردم است و در کنار مردم است4نقل کریںخودنمایی در لباس عاریت زیبنده نیستمایه بی اعتباری اعتبار مردم است5نقل کریںاز سبکروحی توان در چشم مردم شد عزیزبار بر دلها بود هر کس که بار مردم است6نقل کریںصیقل آیینه دلهاست دست بی طمعسرو از آزادگی باغ و بهار مردم است7نقل کریںعید و نوروز مبارک را بود عین الکمالدید و وادیدی که آیین و شعار مردم است8نقل کریںنیست غیر از صید منظور از کمین صیاد راگوشه گیری بیشتر بهر شکار مردم است9نقل کریںرنگ نتوانند مردم دید در روی کسیلاله از رخسار رنگین داغدار مردم است10نقل کریںمی شود بی پرده هر کس پرده مردم دریدپرده دار خویش صائب پرده دار مردم است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمریشه ما در زمین خاکساری محکم استگلبن امید ما در چار موسم خرم استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1047اگلی نظمدر حریم سینه عشاق، غم نامحرم استدر نزاکت خانه آیینه، دم نامحرم استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1049آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمریشه ما در زمین خاکساری محکم استگلبن امید ما در چار موسم خرم استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1047
اگلی نظمدر حریم سینه عشاق، غم نامحرم استدر نزاکت خانه آیینه، دم نامحرم استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1049