زمین
ای به زلفت جوهر آیینهٔ دل تابها
چون مژه دل بستهٔ چشم سیاهت خوابها
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 279
ای ز شوخیهای حُسنات محوِ پیچ و تابها
حیرت اندر آینه چون موج در گردابها
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 280
زخم پنهانم اگر بیرون دهد خونابها
رنگ خون پیدا کند در صلب گوهر آبها
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 298