صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2562

غزل شمارهٔ 2562

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: یدنمیکند

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

گر به ظاهر حسن میل آرمیدن می کند

راست چون آهو نفس بهر رمیدن می کند

22

گر چمن پیرا کند منع تماشایی بجاست

در گلستانی که دیدن کار چیدن می کند

33

چشم ازان سیب ذقن در پرده شرم آب ده

کز نگاه گرم، انداز چکیدن می کند

44

زانفعال قامت او سرو با آن سرکشی

بر زمین از سایه مشق خط کشیدن می کند

55

گرچه صددل هست چون تسبیح در هر رشته اش

دل به زلفش جای خود باز از تپیدن می کند

66

از مکیدن تشنگی را کم اگر سازد عقیق

تشنه را سیراب لعل او به دیدن می کند

77

در کهنسالی ندارد بد گهر دست از ستم

ترک خونریزی کجا تیغ از خمیدن می کند؟

88

شکوه از قسمت ندارد جز پشیمانی ثمر

شیر را خون طفل از پستان گزیدن می کند

99

زاهد خشکی که می لافد ز تأثیر نفس

تیغ چوبینی است تهدید بریدن می کند

1010

هست در میزان بینش هر سبک مغزی گران

برگ کاهی چشم را منع از پریدن می کند

1111

از تأمل می شود گفتار صائب بی گره

باده ناصاف را صافی چکیدن می کند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دیده‌ها را چهرهٔ گلرنگ گلشن می‌کند

روی آتشناک، شمع کشته روشن می‌کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2561

اگلی نظم

ساغر پر می علاج جان محزون می‌کند

گرد پاک از چهره سیلاب جیحون می‌کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2563

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور