صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4284

غزل شمارهٔ 4284

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اممیشود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

روشن دلم ز باده گلفام می شود

ظلمت برون ز خانه به گلجام می شود

2

هر گلشنی که هست در او دور باش منع

بر بلبل آشیان قفس ودام می شود

3

از همدمان شود دل پر خون سبک ز غم

دل شیشه را تهی ز لب جام می شود

4

لبهای خامش است در رزق را کلید

محروم بیش سایل از ابرام می شود

5

از مهر وماه نعل فلکها در آتش است

تا صبح راست کرد نفس، شام می شود

6

گردید دل ز چشم پریشان نظر، سیاه

روشن اگر چه خانه ز گلجام می شود

7

زنگ از دل سیه به نصیحت نمی رود

عنبر ز جوش بحر فزون خام می شود

8

عیسی به چرخ سود سر از پشت پا زدن

این راه دور قطع به یک گام می شود

9

آن را که شوق کعبه مقصد دلیل شد

چشم سفید جامه احرام می شود

10

موج سراب سلسله جنبان تشنگی است

حسرت فزون ز نامه و پیغام می شود

11

آن را که بادبان عزیمت توکل است

موج خطر سفینه آرام می شود

12

بر ساده لوحی آن که کند پشت چون عقیق

عالم سیه به دیده اش از نام می شود

13

صائب نمی شود دهنش تلخ از خمار

قانع ز بوسه هر که به پیغام می شود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از جلوه تو سنگ سبکبال می شود

آتش ز خوی گرم تو پامال می شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4283

اگلی نظم

دستی ز روی لطف برآری چه می‌شود؟

ما را اگر به ما نگذاری چه می‌شود؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4285

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور