صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3806

غزل شمارهٔ 3806

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارمیلرزد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

ز آه من دل سنگین یار می لرزد

ز برق تیشه من کوهسار می لرزد

22

به راز عشق دل بیقرار می لرزد

محیط بر گهر شاهوار می لرزد

33

در آب آینه لنگر فکند پرتو مهر

دل من است که بر یک قرار می لرزد

44

ز خویش بار بیفشان که تا ثمر دارد

چو برگ بید دل شاخسار می لرزد

55

چه غم ز سنگ ملامت جنون کامل را؟

که از محک زر ناقص عیار می لرزد

66

چو گوهری که ز آیینه باشدش میدان

عرق به چهره آن گلعذار می لرزد

77

چه اشک پاک توانی ز چشم مردم کرد؟

ترا که دست به نقش و نگار می لرزد

88

ز کار خلق گره باز چون توانی کرد؟

ترا که دست مدام از خمار می لرزد

99

چه گل ز دامن دشت جنون توانی چید؟

چنین که پای تو از زخم خار می لرزد

1010

اگر چه همت آتش بلند افتاده است

به خرده ای که دهد چون شرار می لرزد

1111

مشو ز زخم مکافات عاجزان ایمن

که برق را دل از آسیب خار می لرزد

1212

کجا به رتبه منصور سرفراز شود؟

کسی که همچو رسن زیر دار می لرزد

1313

به کوه اگر کمر و تاج روزگار دهد

دلش به دولت ناپایدار می لرزد

1414

منم که بار غم عشق می برم صائب

وگرنه کوه درین زیر بار می لرزد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کسی که خرده خود صرف باده می سازد

ز زنگ آینه خویش ساده می سازد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3805

اگلی نظم

دل شکسته عاشق به آه می لرزد

همیشه بر علم خود سپاه می لرزد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3807

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور