صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5470

غزل شمارهٔ 5470

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انیم

صنف: غزل

آڈیو
آڈیو
Toggle stanza 1
11

گرد باد دامن صحرای بی سامانیم

هیچ کس را دل نمی سوزد به سرگردانیم

22

چون فلاخن سنگ باشد شهپر پرواز من

هست در وقت گرانیها سبک جولانیم

33

گرچه چیزی در بساطم نیست غیر از درد و داغ

صبح را خون از شفق در دل کند خندانیم

44

راز پنهانی که دارم در دل روشن چو آب

بی تامل می توان خواند از خط پیشانیم

55

کرده ام آب حیات خود سبیل تیغها

دشمن خونخوار را از دوستان جانیم

66

گرچه اینجا تیره بختی پرده حالم شده است

مجلس روحانیان را باده ریحانیم

77

می توان گوی سعادت یافت از اقبال من

هست محراب دعاها قامت چوگانیم

88

خون خود را می خورم چون زخم از جوش مگس

گرپری داخل شود در خلوت روحانیم

99

هر کجا باشم بغیر از گوشه دل در جهان

گر همه پیراهن یوسف بود زندانیم

1010

برنمی دارم عمارت جغد وحشت دیده ام

بیت معمورست در مد نظر ویرانیم

1111

در غریبی می توان گل چید از افکار من

در صفاهان بو ندارم سیب اصفاهانیم

1212

در چنین وقتی که می باید گزیدن دست و لب

از خجالت مهر لب گردیده بی دندانیم

1313

دامنم پاک است چون صبح از غبار آرزو

می دهد خورشید تابان بوسه بر پیشانیم

1414

حسن اگر بر پیچ و تاب خط چنین خواهد فزود

می کند دیوانه آخر این خط دیوانیم

1515

می کند بی برگی از آفت سپرداری مرا

وحشت شمشیر دارد رهزن از عریانیم

1616

بر سر گنج است پای من چو دیوار یتیم

می شود معمور صائب هر که گردد بانیم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ما چو صبح از راست گفتاری علم در عالمیم

محرم آیینه خورشید از پاس دمیم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5469

اگلی نظم

چند چون اخگر نفس در زیر خاکستر زنیم

خیز تا از چرخ نیلی خیمه بالاتر زنیم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5471

◆

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

0:000:00