صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3011

غزل شمارهٔ 3011

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انراتازهمیسازد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

زشکر خنده لعل او روان را تازه می سازد

می گلرنگ وقت صبح جان را تازه می سازد

2

یکی صد شد زخط کیفیت لبهای میگونش

شراب کهنه جان میکشان را تازه می سازد

3

قیامت می کند در خنده دندان نما آن لب

شراب لعل وقت صبح جان را تازه می سازد

4

غبار کلفت از دل شست رخسار عرقناکش

که روی تازه گل باغبان را تازه می سازد

5

زخط گفتم شود افسانه سودای من آخر

ندانستم که خط این داستان را تازه می سازد

6

زتیرش رقص بسمل می کند هر قطره خونم

که چون مهمان بود ناخوانده جان را تازه می سازد

7

کجا بر سینه صد پاره عاشق دلش سوزد؟

شکرخندی که زخم گلستان را تازه می سازد

8

مشو غافل زشکر خنده صبح بناگوشش

که چون شکر به شیر آمیخت جان را تازه می سازد

9

چه تقصیر نمایان سرزد از زلفش، که روی او

زخط عنبرین آیبنه دان را تازه می سازد

10

زیکدیگر گسستن تار پود و زندگانی را

به نور ماه پیوند کتان را تازه می سازد

11

اگر دلگیری از وضع مکرر، باده پیش آور

که در هر جام اوضاع جهان را تازه می سازد

12

در آن گلشن که گل دامان خود را بر کمر بندد

زغفلت بلبل ما آشیان را تازه می سازد

13

شود در بر گریزان رتبه آزادگی ظاهر

خزان تشریف این سرو جوان را تازه می سازد

14

مرو در باغ ایام خزان با آن رخ گلگون

که رخسار تو داغ بلبلان را تازه می سازد

15

نگاه گرم گستاخی است بر نازک نهال من

که پیچ و تاب آن موی میان را تازه می سازد

16

نفس در سینه تا دارد، زکلک تر زبان صائب

ریاض دولت صاحبقران را تازه می سازد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

غم من عالم بیدرد را غمخواره می سازد

مسیحا را علاج درد من بیچاره می سازد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3010

اگلی نظم

لبش از خنده دندان نما جان تازه می سازد

شراب صبح جان می پرستان تازه می سازد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3012

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور