صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3237

غزل شمارهٔ 3237

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارمیشوید

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

غبار کلفت از دل ساغر سرشار می شوید

که گرد راه سیل از خود به دریا بار می شوید

2

صدف در سینه دریای تلخ از فیض خاموشی

دهان خود به آب گوهر شهوار می شوید

3

ز ابروی بخیلان گنج بیرون می برد تلخی

اگر آب گهر زهر از دهان مار می شوید

4

نشست از صفحه دل گریه امید وصالش را

عرق کی آرزو از سینه بیمار می شوید؟

5

ندارد جز ندامت حاصلی صورت پرستیها

به خون خویشتن فرهاد دست از کار می شوید

6

نرفت از گریه داغ تیرگی از جبهه بختم

زعنبر کی سیاهی آب دریا بار می شوید؟

7

در آن گلشن به خون رخسار می شویم که جوش گل

به شبنم بلبلان را سرخی از منقار می شوید

8

که غیر از شمع، گرد هستی از پروانه بیکس

درین ظلمت سرا با اشک آتشبار می شوید؟

9

اگر شمع مزار من نریزد گریه شادی

که داغ خون من از دامن دلدار می شوید؟

10

که می شوید غبار کلفت از دل عندلیبان را؟

در آن گلشن که گل از خون خود رخسار می شوید

11

محال است آسمان را از گرستن مهربان کردن

زروی تیغ، صائب آب کی زنگار می شوید؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به می آن کس که کلفت از دل پرشور من شوید

به شبنم رنگ خون از لاله خونین کفن شوید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3236

اگلی نظم

زدل زنگ کدورت چشم خونپالا نمی شوید

که سبزی را می گلرنگ از مینا نمی شوید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3238

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور