صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6581

غزل شمارهٔ 6581

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ایکوه

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تیشه زد بر پای خود هر کس که زد بر پای کوه

دست کوته دار چون فرهاد از ایذای کوه

2

پای پیچیده است در دامان تمکین زیر تیغ

داغ دارد پردلان را طبع بی پروای کوه

3

خازنی چون سنگ نبود گوهر اسرار را

زین سبب باشند روشن گوهران جویای کوه

4

هر که دارد پشتبانی، غم نمی داند که چیست

خنده مستانه کبک است از بالای کوه

5

می شود شیرازه دل عارف آگاه را

از تجلی گرچه می پاشد ز هم اجزای کوه

6

پیش او خورشید اندازد سپر هر صبحگاه

زین سبب بر ابر ساید تیغ استغنای کوه

7

نیست از درد طلب آسودگی اوتاد را

بر سر آتش بود از لاله زان روپای کوه

8

از لب لعل تو هر خونی که پنهان می خورد

می کند از لاله گل هر سال از سیمای کوه

9

روزی ثابت قدم از عالم بالا رسد

می شود ابر بهاران بوستان پیرای کوه

10

گرد کلفت از دل من هم گرانی می برد

از سر فرهاد اگربیرون رود سودای کوه

11

پای پیچیده است در دامان تسلیم و رضا

بر سر گنج است ازان پیوسته صائب پای کوه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از دل سودایی ما آسمان رنگ است کوه

از هلال تیشه ما آتشین چنگ است کوه

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6580

اگلی نظم

صباحت آب در گلزارش از جوی گهربسته

نزاکت رشته جان را بر آن موی کمر بسته

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6582

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور