صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3214

غزل شمارهٔ 3214

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: اننمیاید

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

زدل کاری که آید از لب خندان نمی آید

گشاد تیر از سوفار چون پیکان نمی آید

2

ندارد اختیاری چشم من در محو گردیدن

نظر پوشیدن از آیینه حیران نمی آید

3

بر آن رخسار نازک از نگاه تند می لرزم

که طفل شوخ دست خالی از بستان نمی آید

4

نفس در پرده داری صبح می سوزد، نمی داند

که مستوری زخورشید سبک جولان نمی آید

5

کناری گیر ای مژگان زچشم خونفشان من

که با دریا زدن سرپنجه از مرجان نمی آید

6

دل غمگین زنقل و جام هیهات است بگشاید

گشاد این گره از ناخن و دندان نمی آید

7

به یک کس دل نبندد دولت هر جایی دنیا

سکندر کامیاب از چشمه حیوان نمی آید

8

ندارد، هر که دارد پیچ و تابی، وحشت از خلوت

به پای خود برون زنجیر از زندان نمی آید

9

مجو آرامش از جان مقدس در تن خاکی

که خودداری زدست گوهر غلطان نمی آید

10

اگر روشندلی بر تیره بختی صبر کن صائب

که بیرون از سیاهی چشمه حیوان نمی آید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خیال او به تدبیر از دل من برنمی‌آید

که هرگز خارخار از دل به سوزن برنمی‌آید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3213

اگلی نظم

ز انجم نور مه در دیده روزن نمی‌آید

ز چندین چشم، کار یک دل روشن نمی‌آید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3215

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور