صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3163

غزل شمارهٔ 3163

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارمیماند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ز اسباب جهان حسرت به دنیادار می‌ماند

ز گل آخر به دست گل‌فروشان خار می‌ماند

2

به آزادی توانگر شو که در ایام بی‌برگی

همین سرو و صنوبر سبز در گلزار می‌ماند

3

سبک‌مغزان بزم خاک معذورند در مستی

که با رطل گران آسمان هشیار می‌ماند؟

4

ز خود بیرون شدن را همتی چون سیل می‌باید

که در ریگ روان آن تنک از کار می‌ماند

5

ز پرداز دل روشن سیه شد روزگار من

به روشنگر چه از آیینه جز زنگار می‌ماند؟

6

ندارد خودنمایی عاقبت، در گوشه‌ای بنشین

که گل پژمرده می‌گردد چو بر دستار می‌ماند

7

کجا تن‌پروران را جذبه توفیق دریابد؟

نبیند کهربا کاهی که بر دیوار می‌ماند

8

مده از دست دامان نکویان چون به دست افتد

که رزق گل شود آبی که در گلزار می‌ماند

9

مگر بندد حجاب عشق چشم چهره‌پردازش

وگرنه زود دست کوهکن از کار می‌ماند

10

چه بی‌تاب است جان عاشقان در بازگردیدن

صدا زین بیشتر در دامن کهسار می‌ماند

11

در آن کشور که صائب مشتری کوتاه‌بین باشد

متاع یوسفی بسیار در بازار می‌ماند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نگردد زهر سبز آنجا که تریاق از زمین روید

در آن کشور که باشد غمگساری غم کجا ماند؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3162

اگلی نظم

زخون خوردن اثرهای نمایان باز می ماند

ز آهو نافه، گفتار از سخن پرداز می ماند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3164

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار می‌ماند

جمال ماه نورافشان بدان رخسار می‌ماند

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 571

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور