صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6236

غزل شمارهٔ 6236

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: اغمن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به هم پیوسته از بس در حریم سینه داغ من

تماشایی ندارد رنگ از گلگشت باغ من

2

چنان از آفتاب عشق می جوشد دماغ من

که پهلو می زند با چشمه خورشید داغ من

3

مرا برده است وحشت از جهان آب و گل بیرون

عرق ریزد فلک بیهوده ز انجمن در سراغ من

4

ز منت بر دل روشن بود مردن گواراتر

شود دست حمایت باد صرصر بر چراغ من

5

مرا زنگار از دل چون زداید باده لعلی؟

که می چون لاله خون مرده گردد در ایاغ من

6

ز فکر عافیت آسوده ام با درد و داغ او

ز جوش گل ندارد سبزه بیگانه باغ من

7

اگر چه خاک من گلرنگ شد از باده پیمایی

همان خمیازه چون گل می زند موج از ایاغ من

8

مشو از شبنم خونگرم من ای شاخ گل غافل

که می سوزد نفس خورشید تابان در سراغ من

9

ندارد دودمان عشق چون من مجلس افروزی

سیه مستی کند پروانه از دود چراغ من

10

به شیرین کاری صنعت ز شیرین برده ام دل را

چرا میراب جوی شیر نبود سنگداغ من؟

11

ازان دارد چو داغ لاله، داغ من رگ خامی

که بیش از داغ، شور عشق می سوزد دماغ من

12

ز تأثیر دعای جوشن می نشکند صائب

به سنگ خاره چون یاقوت اگر غلطد ایاغ من

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نشان از بی وجودی نیست در روی زمین از من

ز گمنامی چه خونها در جگر دارد نگین از من

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6235

اگلی نظم

نبالد بر خود از شهرت دل نازک خیال من

ز انگشت اشارت بیش می کاهد هلال من

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6237

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به‌هر جا پرتو حسنت برافروزد چراغ من

سیاهی افکند در خانهٔ خورشید داغ من

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2532

ز خودداری نفس می‌زد تب و تاب چراغ من

در آتش تاختم چندان‌که شد هموار داغ من

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2533

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور