صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3032

غزل شمارهٔ 3032

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: رخیزد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

به مستی آه خون آلود از دل بیشتر خیزد

که خونبارست هر ابری که از دامان تر خیزد

22

به آهی می تواند خواست عذر نارساییها

زمستی هر که نتواند زجای خود سحر خیزد

33

به زهر چشم گردون ستمگر می دهد آبش

اگر خاری پی آزار من از جای برخیزد

44

نه از صیقل گشادی شد نه از روشنگر امدادی

مگر در آب گشتن زنگ ازین آیینه برخیزد

55

چنان ترسیده است از آشنایان جهان چشمم

که بیرون می روم از خویش چون آواز در خیزد

66

مکن با بیخودی اندیشه از هنگامه محشر

که هر کس بیخبر از پا درآید بیخبر خیزد

77

زفیض سر به مهر آسمانی زله ها بندد

سبکروحی که پیش از صبحدم از خواب برخیزد

88

زکف سررشته زنار را دادم، ازین غافل

که چون تسبیح، تشویش من از صد رهگذر خیزد

99

نه برقی در کمین، نه تندبادی در نظر دارد

به امید چه یارب کشت ما از خاک برخیزد

1010

بپوشان چشم اگر آیینه دل باصفا خواهی

که می چسبد به دل، گردی که از راه نظر خیزد

1111

شود گر جذبه توفیق صائب دستگیر من

چنان برخیزم از دنیا که آهی از جگر خیزد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز اشک دیده بیدرد زنگ از دل کجا خیزد؟

اثر در دل ندارد گریه ای کز توتیا خیزد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3031

اگلی نظم

زرفتارت امان از عالم ایجاد برخیزد

به جای گرد از بنیاد هستی داد برخیزد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3033

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور