صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3249

غزل شمارهٔ 3249

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انهمامیافتد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

هرکجا پرتو جانانه ما می افتد

برق در خرمن پروانه ما می افتد

2

از تن غرقه به خون کان بدخشان شده ایم

سنگ اطفال به دیوانه ما می افتد

3

می توان زود دل از خانه ویران برداشت

قدم سیل به ویرانه ما می افتد

4

این چه آهوست کز اندیشه صیادی او

رعشه بر پنجه شیرانه ما می افتد

5

از دبستان ره کاشانه خود هر طفلی

می گذارد، پی دیوانه ما می افتد

6

می کند کار نمک با جگر زخمی ما

ماهتابی که به غمخانه ما می افتد

7

خاکبازی همه را برده چو طفلان از راه

که به فکر دل ویرانه ما می افتد؟

8

نیست ممکن که به خرمن نرساند خود را

در دل سنگ اگر دانه ما می افتد

9

در دیاری که بود کعبه برابر با خاک

که به تعمیر صنمخانه ما می افتد؟

10

می پرد روزنه را دیده امید امروز

تا که را راه به کاشانه ما می افتد

11

نیست ممکن که قیامت به خود آید صائب

هرکه را راه به میخانه ما می افتد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل ارباب تنعم ز نوا می افتد

جام لبریز چو گردد ز صدا می افتد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3248

اگلی نظم

کور باد آن که ز روی تو نظر می‌پیچد

سر مبادش که ز شمشیر تو سر می‌پیچد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3250

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور