صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 215غزل شمارهٔ 215شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: وزهراصنف: غزلصداکار: پزی ساتکنی عندلیبآڈیوپزی ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپزی ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںطی به ماهی سازد از کندی، ره یک روزه رارشته بیرون آمده است از پای، ماه روزه را2نقل کریںدر مه شوال، دست از باده روشن مدارصیقل سی روزه باید، ظلمت سی روزه را3نقل کریںدر خسیسان عیب ظاهر گردد اسباب طمعمی کند کوری مثنی، کاسه دریوزه را4نقل کریںدل ز دنیا زودتر گردد جوانان را خنککهنگی از سردی آب است مانع کوزه را5نقل کریںدر غریبی زود میرد ناز پرورد وطنشد نگین دان چار دیوار لحد فیروزه را6نقل کریںسخت رویی با ملایم طینتان زیبنده نیستدر زمین نرم بیرون آور از پا موزه را7نقل کریںدیده عاشق نگردد صائب از دیدار سیرکز طمع سیری نباشد کاسه دریوزه را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممی کنم از سینه بیرون این دل غمخواره راچند بتوان در گریبان داشت آتشپاره را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 214اگلی نظمچون دهد پیغام تسکین بی قرار بوسه را؟حرف وصوت از دل برد کی خارخار بوسه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 216آڈیوصداکار منتخب کریںپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممی کنم از سینه بیرون این دل غمخواره راچند بتوان در گریبان داشت آتشپاره را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 214
اگلی نظمچون دهد پیغام تسکین بی قرار بوسه را؟حرف وصوت از دل برد کی خارخار بوسه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 216