صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 952غزل شمارهٔ 952شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: یرماستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدامن صحرای وحشت خاک دامنگیر ماستحلقه چشم غزالان حلقه زنجیر ماست2نقل کریںدر نظر واکردنی بیرون ز گردون می رویمچون شرار شوخ، مجمر عاجز تسخیر ماست3نقل کریںاز هوس هر دم به رنگی جلوه آرا می شویماز پر طاوس، گویا خامه تصویر ماست4نقل کریںاز قناعت دستگاه شکر می گردد وسیعکاسه گردون پر از نعمت ز چشم سیر ماست5نقل کریںدانه ای کز دام افزون است در گیرندگیپیش ارباب بصیرت سبحه تزویر ماست6نقل کریںبحر تا سیلاب را صافی نسازد بحر نیستهر که ما را در جوانی پیر سازد، پیر ماست7نقل کریںنیست دربست و گشاد خویش ما را اختیاربهله دست قضا سرپنجه تدبیر ماست8نقل کریںیک سر مو نیست صائب کوتهی در زلف یاردوری این راه از کوتاهی شبگیر ماست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآنچه می دانند ماتم تن پرستان سور ماستدار، نخل دیگران و رایت منصور ماستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 951اگلی نظمجام ما دریاکشان مهر لب خاموش ماستمطرب ما همچو دریا سینه پرجوش ماستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 953آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآنچه می دانند ماتم تن پرستان سور ماستدار، نخل دیگران و رایت منصور ماستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 951
اگلی نظمجام ما دریاکشان مهر لب خاموش ماستمطرب ما همچو دریا سینه پرجوش ماستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 953