صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6367

غزل شمارهٔ 6367

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: امیتوانشدن

صنف: غزل

آڈیو
آڈیو
Toggle stanza 1
11

بوی گل و نسیم صبا می توان شدن

گر بگذری ز خویش چها می توان شدن

22

شبنم به آفتاب رسید از فتادگی

بنگر که از کجا به کجا می توان شدن

33

از آسمان به تربیت دل گذشت آه

گر درد هست، زود رسا می توان شدن

44

از روی صدق اگر ره مقصود سرکنی

گام نخست، راهنما می توان شدن

55

چوگان مشو که از تو خورد زخم بر دلی

تا همچو گوی، بی سر و پا می توان شدن

66

چون نور آفتاب سبکروح اگر شوی

بی چوب منع در همه جا می توان شدن

77

گر هست در بساط تو مغز سعادتی

قانع به استخوان پر هما می توان شدن

88

در دوزخی ز خوی بد خویش، غافلی

کز خلق خوش بهشت خدا می توان شدن

99

زنهار تا گره نشوی بر جبین خاک

در فرصتی که عقده گشا می توان شدن

1010

دوری ز دوستان سبکروح مشکل است

ورنه ز هر چه هست جدا می توان شدن

1111

اوقات خود به فکر عصا پوچ می کنی

در وادیی که رو به قفا می توان شدن

1212

صائب در بهشت گرفتم گشاده شد

از آستان عشق کجا می توان شدن؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

امروز رخ نشسته به خون جگر سخن

از صلب خامه آمده با چشم تر سخن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6366

اگلی نظم

پیش قضای حق دم چون و چرا مزن

در بحر بی کنار عبث دست و پا مزن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6368

◆

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

0:000:00