صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1812

غزل شمارهٔ 1812

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: الینیست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

به غیر خشم که در خوردنش وبالی نیست

درین بساط دگر روزی حلالی نیست

22

به نور زنده دلی دار خانه را روشن

که آفتاب دل زنده را زوالی نیست

33

نه از خدا و نه از خلق شرم خواهی داشت

ترا که در گنه از خویش انفعالی نیست

44

کلید قفل لئیمان بود زبان سؤال

وگرنه ز اهل کرم حاجت سؤالی نیست

55

به خوردن دل خود همچو ماه قانع شو

که در بساط فلک، روزی حلالی نیست

66

هزار عقده فزون است سرو را در دل

فسانه ای است که آزاده را ملالی نیست

77

به غیر زهره شیران که آب گردیده است

به راه عشق دگر چشمه زلالی نیست

88

توان ز تربت مجنون شنید جوش نشاط

حضور مردم دیوانه را زوالی نیست

99

ز فکر مرغ چمن نیست غنچه فارغبال

سری که بر سر زانوست، بی خیالی نیست

1010

نوشته اند برات مرا به میکده ای

که آب در جگر تشنه سفالی نیست

1111

مشو چو ماه تمام از شکست خود غافل

که غیر نقص درین انجمن کمالی نیست

1212

به داغ عشق اگر سینه را نسوخته ای

در آسمان تو خورشید بی زوالی نیست

1313

دل رحیم ندارند غنچه ها صائب

در آن ریاض که مرغ شکسته بالی نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به آسمان نرسد هر که خاک پای تو نیست

فرو رود به زمین هر که در هوای تو نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1811

اگلی نظم

شب فراق ز روز حساب خالی نیست

که از بیاض، سواد کتاب خالی نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1813

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور