صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6572

غزل شمارهٔ 6572

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ابمیگرددگره

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بی توام در دل شراب ناب می گردد گره

در زمین تشنه من آب می گردد گره

2

قطره آبی که دریا را فرامش می کند

در صدف چون گوهر سیراب می گردد گره

3

کار هر آلوده دامان نیست بر دریا زدن

سیل ازان هر گام چون گرداب می گردد گره

4

این ره خوابیده کز غفلت مرا پیش آمده است

چون گرانخوابان در او سیلاب می گردد گره

5

چون صدف از منت خشک سحاب نوبهار

در گلوی تشنه من آب می گردد گره

6

از هجوم اشک در چشم نگردد مردمک

آسیای من ز زور آب می گردد گره

7

در گشاد طره شبهای بی پایان من

پنجه خورشید عالمتاب می گردد گره

8

حسن بی پروای او آتش عنان افتاده است

ورنه در ویرانه ام سیلاب می گردد گره

9

تنگی آغوش مانع نیست از جولان ترا

در کنار هاله کی مهتاب می گردد گره؟

10

حیرت من بس که سرشارست، بر آیینه ام

با همه بی طاقتی سیماب می گردد گره

11

کرد ترک عشق مشکل کار آسان مرا

از رهایی رشته پرتاب می گردد گره

12

بس که می پیچم به خود صائب ز بیم خوی او

همچو پیکان در دلم خوناب می گردد گره

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در گلستان برگ عیش اندوختم بی فایده

چون گل از جمعیت خود سوختم بی فایده

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6571

اگلی نظم

در گلویم اشک رنگارنگ می گردد گره

کاروان در راههای تنگ می گردد گره

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6573

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور