سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 155شمارهٔ 155شاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیہ: یشہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: قطعهصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمشمر برد ملک آن پادشاهکه وی را نباشد خردمند پیش2نقل کریںخردمند گو پادشاهش مباشکه خود پاشاهست بر نفس خویش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش مرغی به صبح مینالیدعقل و صبرم ببرد و طاقت و هوشسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 154اگلی نظممگسی گفت عنکبوتی راکاین چه ساقست و ساعد باریکسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 156زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچه خوش گفت مزدور با آن خدیش:مکن بد به کس، گر نخواهی به خویشرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب»پاره 21آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
چه خوش گفت مزدور با آن خدیش:مکن بد به کس، گر نخواهی به خویشرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب»پاره 21