سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 57غزل شمارهٔ 57شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انافکندهایصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآستین بر روی و نقشی در میان افکندهایخویشتن پنهان و شوری در جهان افکندهای2نقل کریںهمچنان در غنچه و آشوب استیلای عشقدر نهاد بلبل فریاد خوان افکندهای3نقل کریںهر یکی نادیده از رویت نشانی میدهندپرده بردار ای که خلقی در گمان افکندهای4نقل کریںآنچنان رویت نمیباید که با بیچارگاندر میان آری حدیثی در میان افکندهای5نقل کریںهیچ نقاشت نمیبیند که نقشی بر کندو آنکه دید از حیرتش کلک از بنان افکندهای6نقل کریںاین دریغم میکشد کافکندهای اوصاف خویشدر زبان عام و خاصان را زبان افکندهای7نقل کریںحاکمی بر زیردستان هر چه فرمایی رواستپنجهٔ زورآزما با ناتوان افکندهای8نقل کریںچون صدف امید میدارم که لؤلؤیی شودقطرهای کز ابر لطفم در دهان افکندهای9نقل کریںسر به خدمت مینهادم چون بدیدم نیک بازچون سر سعدی بسی بر آستان افکندهای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای صوفیِ سرگردان، در بند نکونامیتا دُرد نیاشامی، زین دَرد نیارامیسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 56اگلی نظمچو کسی در آمد از پای و تو دستگاه داریگرت آدمیتی هست دلش نگاه داریسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 58آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای صوفیِ سرگردان، در بند نکونامیتا دُرد نیاشامی، زین دَرد نیارامیسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 56
اگلی نظمچو کسی در آمد از پای و تو دستگاه داریگرت آدمیتی هست دلش نگاه داریسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 58