سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 40غزل شمارهٔ 40شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اردلصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دلنقطهٔ سر عاقبت بیرون شد از پرگار دل22نقل کریںگر مسلمانی رفیقا دیر و زنارت کجاستشهوت آتشگاه جان است و هوا زنار دل33نقل کریںآخر ای آیینه جوهر، دیدهای بر خود گمارصورت حق چند پوشی در پس زنگار دل44نقل کریںاین قدر دریاب کاندر خانهٔ خاطر، ملکنگذرد تا صورت دیو است بر دیوار دل55نقل کریںملک آزادی نخواهی یافت واستغنای مالهر دو عالم بندهٔ خود کن به استظهار دل66نقل کریںدر نگارستان صورت ترک حظ نفس گیرتا شوی در عالم تحقیق برخوردار دل77نقل کریںنی تو را از کار گِل امکان همت بیش نیستبا تو ترسم درنگیرد ماجرای کار دل88نقل کریںسعدیا با کر سخن در علم موسیقی خطاستگوش جان باید که معلومش کند اسرار دل◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبرخیز تا تفرج بستان کنیم و باغچون دست میدهد نفسی موجب فراغسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 39اگلی نظمدوش در صحرای خلوت گوی تنهایی زدمخیمه بر بالای منظوران بالایی زدمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 41◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمدوش در صحرای خلوت گوی تنهایی زدمخیمه بر بالای منظوران بالایی زدمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 41