سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 41غزل شمارهٔ 41شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اییزدمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش در صحرای خلوت گوی تنهایی زدمخیمه بر بالای منظوران بالایی زدم2نقل کریںخرقهپوشان صوامع را دوتایی چاک شدچون من اندر کوی وحدت گوی تنهایی زدم3نقل کریںعقل کل را آبگینه ریزه در پای اوفتادبس که سنگ تجربت بر طاق مینایی زدم4نقل کریںپایمردم عقل بود آنگه که عشقم دست دادپشت دستی بر دهان عقل سودایی زدم5نقل کریںدیو ناری را سر از سودای مایی شد به بادپس من خاکی به حکمت گردن مایی زدم6نقل کریںتاب خوردم رشته وار اندر کف خیاط صنعپس گره بر خیط خودبینی و خودرایی زدم7نقل کریںتا نباید گشتنم گِردِ دَرِ کسْ چون کلیدبر درِ دل ز آرزو قفل شکیبایی زدم8نقل کریںگر کسی را رغبت دانش بود گو دم مزنزآن که من دم درکشیدم تا به دانایی زدم9نقل کریںچون صدف پروردم اندر سینه دُر معرفتتا به جوهر طعنه بر دُرهای دریایی زدم10نقل کریںبعد از این چون مهر مستقبل نگردم جز به امرپیش از این گر چون فلک چرخی به رعنایی زدم11نقل کریںکنیت سعدی فرو شستم ز دیوان وجودپس قدم در حضرت بی چون مولایی زدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دلنقطهٔ سر عاقبت بیرون شد از پرگار دلسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 40اگلی نظمبر سر آنم که پای صبر در دامن کشمنفس را چون مار خط نهی پیرامن کشمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 42آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دلنقطهٔ سر عاقبت بیرون شد از پرگار دلسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 40
اگلی نظمبر سر آنم که پای صبر در دامن کشمنفس را چون مار خط نهی پیرامن کشمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 42