سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 43غزل شمارهٔ 43شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: یمنمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر میان صومعه سالوس پر دعوی منمخرقهپوش جوفروش خالی از معنی منم2نقل کریںبتپرست صورتی در خانهٔ مَکر و حِیَلبا منات و با سواع و لات و با عزی منم3نقل کریںمیزنم لاف از رجولیت ز بیشرمی ولیکنفس خود را کرده فاجر چون زن چنگی منم4نقل کریںزیر این دلق کهن فرعون وقتم بی ریامیکنم دعوی که بر طور غمش موسی منم5نقل کریںرفتم اندر میکده دیدم مقیمانش ولیکبتپرست اندر میان قومْ استثنی منم6نقل کریںسعدیا از دُرد صافی همچو من شو همچو منزآن که با مِی، مستحّبِ حضرت مولی منم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبر سر آنم که پای صبر در دامن کشمنفس را چون مار خط نهی پیرامن کشمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 42اگلی نظمباد گلبوی سحر خوش میوزد خیز ای ندیمبس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 44آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبر سر آنم که پای صبر در دامن کشمنفس را چون مار خط نهی پیرامن کشمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 42
اگلی نظمباد گلبوی سحر خوش میوزد خیز ای ندیمبس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 44