سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 44غزل شمارهٔ 44شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: یمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: عندلیب، حمیدرضا محمدیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںباد گلبوی سحر خوش میوزد خیز ای ندیمبس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم22نقل کریںای که در دنیا نرفتی بر صراط مستقیمدر قیامت بر صراطت جای تشویش است و بیم33نقل کریںقلب زر اندوده نستانند در بازار حشرخالصی باید که بیرون آید از آتش سلیم44نقل کریںعیبت از بیگانه پوشیدهست و میبیند بصیرفعلت از همسایه پنهان است و میداند علیم55نقل کریںنفس پروردن خلاف رای دانشمند بودطفل خرما دوست دارد صبر فرماید حکیم66نقل کریںراه نومیدی گرفتم رحمتم دل میدهدکای گنهکاران هنوز امید عفو است از کریم77نقل کریںگر بسوزانی خداوندا جزای فعل ماستور ببخشی رحمتت عام است و احسانت قدیم88نقل کریںگرچه شیطان رجیم از راه انصافم ببردهمچنان امید میدارم به رحمان رحیم99نقل کریںآن که جان بخشید و روزی داد و چندین لطف کردهم ببخشاید چو مشتی استخوان باشم رمیم1010نقل کریںسعدیا بسیار گفتن عمر ضایع کردن استوقت عذر آوردن است استغفرالله العظیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر میان صومعه سالوس پر دعوی منمخرقهپوش جوفروش خالی از معنی منمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 43اگلی نظمما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایمسایهٔ سیمرغ همت بر خراب افکندهایمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 45◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای سفر کرده ز چشم و در دل و جانی مقیمروزها شد تا نیاید از سر کویت نسیمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1328گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیمخدمت من عرضه کن در خدمت یار قدیمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1329◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر میان صومعه سالوس پر دعوی منمخرقهپوش جوفروش خالی از معنی منمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 43
اگلی نظمما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایمسایهٔ سیمرغ همت بر خراب افکندهایمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 45
ای سفر کرده ز چشم و در دل و جانی مقیمروزها شد تا نیاید از سر کویت نسیمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1328
گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیمخدمت من عرضه کن در خدمت یار قدیمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1329