سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 58شمارهٔ 58شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ینداردہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتو خود جفا نکنی بیگناه بر بندهوگر کنی سر تسلیم بر زمین دارد2نقل کریںبه نیشی از مگس نحل برنشاید گشتاز آنکه سابقهٔ فضل انگبین دارد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآدمی فضل بر دگر حیوانبه جوانمردی و ادب داردسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 57اگلی نظمدیو اگر صومعه داری کند اندر ملکوتهمچو ابلیس همان طینت ماضی داردسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 59زمینہم وزن و قافیہ نظمیںز خود گسسته چه پروای آن و این دارد؟به خود رسیده چه حاجت به همنشین دارد؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3735ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
ز خود گسسته چه پروای آن و این دارد؟به خود رسیده چه حاجت به همنشین دارد؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3735