زمین
ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریم
مجلس آخر شد و ما تشنه و مخمورسریم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1652
تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم
از بد و نیک جهان همچو جهان بیخبریم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1654
پسرا تا به کف عشوهٔ عشق تو دریم
از بد و نیک جهان همچو جهان بیخبریم
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 118