سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 122شمارهٔ 122شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: شایدصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنه آدمیست که در خرمی و مجموعیبه خستگان پراکنده بر نبخشاید2نقل کریںگلیم خویش برآرد سیه گلیم از آبوگر گلیم رفیق آب میبرد شاید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسفینهٔ حکمیات و نظم و نثر لطیفکه بارگاه ملوک و صدور را شایدسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 121 - در مدح صاحب دیواناگلی نظمروز گم گشتن فرزند مقادیر قضاچاه دروازهٔ کنعان به پدر ننمایدسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 123ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسفینهٔ حکمیات و نظم و نثر لطیفکه بارگاه ملوک و صدور را شایدسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 121 - در مدح صاحب دیوان