سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 20غزل شمارهٔ 20شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برندیا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند22نقل کریںنظر آنان که نکردند در این مشتی خاکالحق انصاف توان داد که صاحبنظرند33نقل کریںعارفان هر چه ثباتی و بقایی نکندگر همه ملک جهان است به هیچش نخرند44نقل کریںتا تطاول نپسندی و تکبر نکنیکه خدا را چو تو در ملک بسی جانورند55نقل کریںاین سراییست که البته خلل خواهد کردخنک آن قوم که در بند سرای دگرند66نقل کریںدوستی با که شنیدی که به سر برد جهانحق عیان است ولی طایفهای بیبصرند77نقل کریںای که بر پشت زمینی همه وقت آن تو نیستدیگران در شکم مادر و پشت پدرند88نقل کریںگوسفندی برد این گرگ مُعَوَّدْ هر روزگوسفندان دگر خیره در او مینگرند99نقل کریںآن که پای از سر نخوت ننهادی بر خاکعاقبت خاک شد و خلق بدو میگذرند1010نقل کریںکاشکی قیمت انفاس بدانندی خلقتا دمی چند که ماندهست غنیمت شمرند1111نقل کریںگل بی خار میسر نشود در بستانگل بی خار جهان مردم نیکوسیرند1212نقل کریںسعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگزمرده آن است که نامش به نکویی نبرند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصبحدمی که برکنم، دیده به روشناییتبر در آسمان زنم، حلقهٔ آشناییتسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 19اگلی نظمنادر از عالم توحید کسی برخیزدکز سر هر دو جهان در نفسی برخیزدسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 21◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبد درونان که به همواری ظاهر سمرندهمه چون آب تنک، پرده سنگ خطرندصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3517◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصبحدمی که برکنم، دیده به روشناییتبر در آسمان زنم، حلقهٔ آشناییتسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 19
بد درونان که به همواری ظاهر سمرندهمه چون آب تنک، پرده سنگ خطرندصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3517