سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 21غزل شمارهٔ 21شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: سیبرخیزدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںنادر از عالم توحید کسی برخیزدکز سر هر دو جهان در نفسی برخیزد22نقل کریںآستین کشتهٔ غیرت شود اندر ره عشقکز پی هر شکری چون مگسی برخیزد33نقل کریںبه حوادث متفرق نشوند اهل بهشتطفل باشد که به بانگ جرسی برخیزد44نقل کریںسنگوش در ره سیلاب کجا دارد پایهر که زین راه به بادی چو خسی برخیزد55نقل کریںگرچه دوری به روش کوش که در راه خدایسابقی گردد اگر بازپسی برخیزد66نقل کریںسعدیا دامن اقبال گرفتن کاریستکه نه از پنجهٔ هر بوالهوسی برخیزد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برندیا وجود و عدمش را غم بیهوده خورندسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 20اگلی نظمذوق شراب انست، وقتی اگر بباشدهر روز بامدادت، ذوقی دگر بباشدسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 22◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برندیا وجود و عدمش را غم بیهوده خورندسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 20