صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »مواعظ
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 11 - در ستایش حضرت رسول (ص)

قصیدهٔ شمارهٔ 11 - در ستایش حضرت رسول (ص)

شاعر: سعدی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: مگردد

صنف: قصیده

صداکار: حمیدرضا محمدی
Toggle stanza 1
11
چو مرد رهرو اندر راه حق ثابت‌قدم گردد
وجود غیر حق در چشم توحیدش عدم گردد
22
کمر بندد قلم‌کردار سر در پیش و لب بر هم
به هر حرفی که پیش آید به تارک چون قلم گردد
33
ز چوگان ملامت نادر آن کس روی برتابد
که در راه خدا چون گوی سر تا سر قدم گردد
44
سم یکران سلطان را در این میدان کسی بیند
که پیشانی کند چون میخ و همچون نعل خم گردد
55
تو خواهی نیک و خواهی بد کن امروز ای پسر کاینجا
عمل گر بد بود ور نیک بر عامل رقم گردد
66
مبین کز ظلمِ جباری، کم‌آزاری ستم بیند
ستمگر نیز روزی کشتهٔ تیغ ستم گردد
77
در این گرداب بی‌پایان منه بار شکم بر دل
که کشتی روز طوفان غرقه از بار شکم گردد
88
به سعی ای آهنین دل مدتی باری بکش کآهن
به سعی آیینهٔ گیتی‌نما و جام جم گردد
99
تکاپوی حرم تا کی، خیال از طبع بیرون کن
که محرم گر شوی، ذاتت حقایق را حرم گردد
1010
کبایر سهمگین سنگیست در ره مانده مردم را
چنین سنگی مگر دایر به سیلاب ندم گردد
1111
غمی خور کان به شادی‌های بی‌اندازه انجامد
چو بی‌عقلان مرو دنبال آن شادی که غم گردد
1212
خداوندان فتح ملک و کسر دشمنان را گوی
بر ایشان چون بگشت احوال، بر ما نیز هم گردد
1313
دلت را دیده‌ها بردوز تا عین‌ الیقین گردد
تنت را زخم‌ها برگیر تا کنز الحکم گردد
1414
درونت حرص نگذارد که زر بر دوستان پاشی
شکم خالی چو نرگس باش تا دستت درم گردد
1515
خداوندا گر افزایی بدین حکمت که بخشیدی
مرا افزون شود بی‌آنکه از ملک تو کم گردد
1616
فتاد اندر تن خاکی، ز ابر بخششت قطره
مدد فرما به فضل خویش تا این قطره یم گردد
1717
امید رحمتست آری خصوص آن را که در خاطر
ثنای سید مرسل نبی محترم گردد
1818
محمد کز ثنای فضل او بر خاک هر خاطر
که بارد قطره‌ای در حال دریای نعم گردد
1919
چو دولت بایدم تحمید ذات مصطفی گویم
که در دریوزه صوفی گرد اصحاب کرم گردد
2020
زبان را درکش ای سعدی ز شرح علم او گفتن
تو در علمش چه دانی باش تا فردا علم گردد
2121
اگر تو حکمت آموزی به دیوان محمد رو
که بوجهل آن بود کو خود به دانش بوالحکم گردد
2222
ز قعر جاودانی رست و صاحب مال دنیا شد
هر آن درویش صاحبدل کز این در محتشم گردد
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جهان بر آب نهاده‌ست و زندگی بر باد

غلام همّت آنم که دل بر او ننهاد

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 10 - در نصیحت و ستایش

اگلی نظم

فضل خدای را که تواند شمار کرد؟

یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 12 - توحید

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00