سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 16 - در ستایش حضرت رسول (ص)قصیدهٔ شمارهٔ 16 - در ستایش حضرت رسول (ص)شاعر: سعدیوزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیہ: المحمدصنف: قصیدهصداکاران: فاطمه زندی، دکتر احمد عزتی پرورآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںماه فروماند از جمال محمدسرو نباشد به اعتدال محمد2نقل کریںقدر فلک را کمال و منزلتی نیستدر نظر قدر با کمال محمد3نقل کریںوعدهٔ دیدار هر کسی به قیامتلیلهٔ اسری شب وصال محمد4نقل کریںآدم و نوح و خلیل و موسی و عیسیآمده مجموع در ظلال محمد5نقل کریںعرصهٔ گیتی مجال همت او نیستروز قیامت نگر مجال محمد6نقل کریںوآنهمه پیرایه بسته جنت فردوسبو که قبولش کند بلال محمد7نقل کریںهمچو زمین خواهد آسمان که بیفتدتا بدهد بوسه بر نعال محمد8نقل کریںشمس و قمر در زمین حشر نتابدنور نتابد مگر جمال محمد9نقل کریںشاید اگر آفتاب و ماه نتابندپیش دو ابروی چون هلال محمد10نقل کریںچشم مرا تا به خواب دید جمالشخواب نمیگیرد از خیال محمد11نقل کریںسعدی اگر عاشقی کنی و جوانیعشق محمد بس است و آل محمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسعدی اینک به قدم رفت و به سر باز آمدمُفتیِ ملت اصحاب نظر باز آمدسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 15 - برگشت به شیرازاگلی نظمبسا نفس خردمندان که در بند هوا مانددر آن صورت که عشق آید خردمندی کجا ماند؟سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 17 - در ستایش قاضی رکنالدینآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیدکتر احمد عزتی پرورآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسعدی اینک به قدم رفت و به سر باز آمدمُفتیِ ملت اصحاب نظر باز آمدسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 15 - برگشت به شیراز
اگلی نظمبسا نفس خردمندان که در بند هوا مانددر آن صورت که عشق آید خردمندی کجا ماند؟سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 17 - در ستایش قاضی رکنالدین