سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 18 - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوانقصیدهٔ شمارهٔ 18 - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوانشاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انماندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: قصیدهصداکار: حامد بوطیقاآڈیوحامد بوطیقاخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوحامد بوطیقاخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکدام باغ به دیدار دوستان ماندکسی بهشت نگوید به بوستان ماند2نقل کریںدرخت قامت سیمینبرت مگر طوبیستکه هیچ سرو ندیدم که این بدان ماند3نقل کریںگل دو روی به یک روی با تو دعوی کرددگر رخش ز خجالت به زعفران ماند4نقل کریںکجاست آنکه به انگشت مینمود هلالکز ابروان تو انگشت بر دهان ماند5نقل کریںهر آنکه روی تو بیند برابر خورشیدمیان رویت و خورشید در گمان ماند6نقل کریںعجب مدار که تا زندهام محب توامکه تا به زیر زمینم در استخوان ماند7نقل کریںشگفت نیست دلم چون انار اگر بکفدکه قطره قطره خونش به ناردان ماند8نقل کریںغریق بحر مودت ملامتش مکنیدکه دست و پا بزند هر که در میان ماند9نقل کریںبه تیر غمزه اگر صید دل کنی چه عجبکه ابروانت به خمیدن کمان ماند10نقل کریںجفا مکن که نماند جهان و هرچه دروستوفا و صحبت یاران مهربان ماند11نقل کریںاگر روی به هم درکشی چو نافهٔ مشکطمع مدار که بوی خوشت نهان ماند12نقل کریںتو مرده زنده کنی گر به عهد بازآییکه عود یار گرامی به عود جان ماند13نقل کریںلبی که بوسه گرفتم به وقت خنده ازوبه بر گرفتن مهر گلابدان ماند14نقل کریںخطی مسلسل شیرین که گر بیارم گفتبه خط صاحب دیوان ایلخان ماند15نقل کریںامین مشرق و مغرب علاء دولت و دینکه پایگاه رفیعش به اسمان ماند16نقل کریںخدای خواست که اسلام در حمایت اوز تیر حادثه در بارهٔ امان ماند17نقل کریںوگرنه فتنه چنان کرده بود دندان تیزکزین دیار نه فرخ و نه آشیان ماند18نقل کریںضرورتست که نیک کند کسی که شناختکه نیکی و بدی از خلق داستان ماند19نقل کریںتو آن جواد زمانی کز ازدحام عوامدرت به مشرب شیرین کاروان ماند20نقل کریںبه روزگار تو هرجا که صاحب صدریستز هول قدر تو موقوف آستان ماند21نقل کریںتو را به حاتم طایی مثل زنند و خطاستگل شکفته که گوید به ارغوان ماند؟22نقل کریںمن این غلط نپسندم ز رای روشن خویشکه طبع و دست تو گویم به بحر و کان ماند23نقل کریںجلال و قدر منیعت کجا و وهم کجامن آن نیم که در این موقفم زبان ماند24نقل کریںفنون فضل تو را غایتی و حدی نیستکه نفس ناطقه را قدرت بیان ماند25نقل کریںتو معن زائدهای در کمال فضل و ادبکه تا قیامت ازو در کتب نشان ماند26نقل کریںجهان نماند و اقبال روزگار تو بادکه نام نیک تو باقیست تا جهان ماند27نقل کریںعلیالخصوص که سعدی مجال قرب تو یافتحقیقت است که فکرت معالزمان ماند28نقل کریںتو نیز غایت امکان ازو دریغ مدارکه آن نماند و این ذکر جایدان ماند29نقل کریںبه رغم انف اعادی دراز عمر بمانکه دزد دوست ندارد که پاسبان ماند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبسا نفس خردمندان که در بند هوا مانددر آن صورت که عشق آید خردمندی کجا ماند؟سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 17 - در ستایش قاضی رکنالدیناگلی نظمچه نیکبخت کسانی که اهل شیرازندکه زیر بال همای بلندپروازندسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 19 - وله فی مدح اتابک مظفرالدین سلجوقشاهزمینہم وزن و قافیہ نظمیںبه زیر چرخ مقوس که جاودان ماندکدام تیر شنیدی که در کمان ماندصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3889آڈیوصداکار منتخب کریںحامد بوطیقاآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبسا نفس خردمندان که در بند هوا مانددر آن صورت که عشق آید خردمندی کجا ماند؟سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 17 - در ستایش قاضی رکنالدین
اگلی نظمچه نیکبخت کسانی که اهل شیرازندکه زیر بال همای بلندپروازندسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 19 - وله فی مدح اتابک مظفرالدین سلجوقشاه