سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 112شمارهٔ 112شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: سیتبایدبودصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاگر ملازم خاک در کسی باشیچو آستانه ندیم خسیت باید بود2نقل کریںز بهر نعمت دنیا که خاک بر سر اوبرین مثال که گفتم بسیت باید بود3نقل کریںهزار سال تنعم کنی بدان نرسدکه یک زمان به مراد کسیت باید بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که بر روی زمین مهلت عیشی داردای بسا روز که در زیر زمین خواهد بودسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 111اگلی نظمنگر تا نبینی ز ظلم شهیکه از ظلم او سینهها چاک بودسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 113ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر که بر روی زمین مهلت عیشی داردای بسا روز که در زیر زمین خواهد بودسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 111