سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 59غزل شمارهٔ 59شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)قافیہ: یریہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیارب از ما چه فلاح آید اگر تو نپذیریبه خداوندی و فضلت که نظر باز نگیری2نقل کریںدرد پنهان به تو گویم که خداوند کریمییا نگویم که تو خود واقف اسرار ضمیری3نقل کریںگر برانی به گناهان قبیح از در خویشمهم به درگاه تو آیم که لطیفی و خبیری4نقل کریںگر به نومیدی از این در برود بندهٔ عاجزدیگرش چاره نماند که تو بی شبه و نظیری5نقل کریںدست در دامن عفوت زنم و باک ندارمکه کریمی و حکیمی و علیمی و قدیری6نقل کریںخالق خلق و نگارندهٔ ایوان رفیعیخالق صبح و برآرندهٔ خورشید منیری7نقل کریںحاجت موری و اندیشهٔ کمتر حیوانیبر تو پوشیده نماند که سمیعی و بصیری8نقل کریںگر همه خلق به خصمی به در آیند و عداوتچه تفاوت کند آن را که تو مولا و نصیری9نقل کریںهمه را ملک مجاز است بزرگی و امیریتو خداوند جهانی که نه مردی و نه میری10نقل کریںسعدیا من ملکالموت غنیام تو فقیریچاره درویشی و عجز است و گدایی و حقیری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو کسی در آمد از پای و تو دستگاه داریگرت آدمیتی هست دلش نگاه داریسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 58اگلی نظمهر روز باد میبرد از بوستان گلیمجروح میکند دل مسکین بلبلیسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 60زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیریتو کبیری تو کبیری تو کبیر ابن کبیریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2822آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو کسی در آمد از پای و تو دستگاه داریگرت آدمیتی هست دلش نگاه داریسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 58
تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیریتو کبیری تو کبیری تو کبیر ابن کبیریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2822