سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 55حکمت شمارهٔ 55شاعر: سعدیانگریزی ترجمہ: ریہاتسیکصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتاممکمل انگریزی ترجمہ دستیاب ہےیہ ترجمہ شعر بہ شعر نہیں، مکمل متن کے بعد دکھایا گیا ہے۔ترجمہ دیکھیںنقل کریںدوستی را که به عمری فرا چنگ آرند، نشاید که به یک دم بیازارند.نقل کریںسنگی به چند سال شود لعل پارهایزنهار تا به یک نفسش نشکنی به سنگA friend whom people have been cherishing during a lifetime they must not suddenly insult.It takes a stone many a year to become a ruby. Beware not to break it in a moment with a stone.◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممشک آن است که ببوید نه آن که عطار بگوید.دانا چو طبلهٔ عطار است، خاموش و هنرنمای. و نادان خود طبل غازی، بلندآواز و میانتهی.سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 54اگلی نظمعقل در دست نفس چنان گرفتار است که مرد عاجز با زن گُربز. رای بیقوّت مکر و فسون است و قوّت بیرای جهل و جنون.تمیز باید و تدبیر و عقل و آنگه مُلکسعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 56آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیسهیل قاسمیحمیدرضا محمدیابوالفضل حسن زادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممشک آن است که ببوید نه آن که عطار بگوید.دانا چو طبلهٔ عطار است، خاموش و هنرنمای. و نادان خود طبل غازی، بلندآواز و میانتهی.سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 54
اگلی نظمعقل در دست نفس چنان گرفتار است که مرد عاجز با زن گُربز. رای بیقوّت مکر و فسون است و قوّت بیرای جهل و جنون.تمیز باید و تدبیر و عقل و آنگه مُلکسعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 56