صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب دوم در اخلاق درویشان
  4. »حکایت شمارهٔ 7

حکایت شمارهٔ 7

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک

I remember, being in my childhood pious, rising in the night, addicted to devotion and abstinence. One night I was sitting with my father, remaining awake and holding the beloved Quran in my lap, whilst the people around us were asleep. I said: ‘Not one of these persons lifts up his head or makes a genuflection. They are as fast asleep as if they were dead.’ He replied: ‘Darling of thy father, would that thou wert also asleep rather than disparaging people.’

The pretender sees no one but himself Because he has the veil of conceit in front. If he were endowed with a God-discerning eye He would see that no one is weaker than himself.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند، کمتر از آن خورد که ارادتِ او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که عادت او، تا ظنِّ صَلاحیت در حق او زیادت کنند.

ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی

سعدی»گلستان»باب دوم در اخلاق درویشان»حکایت شمارهٔ 6

اگلی نظم

یکی را از بزرگان به محفلی‌اندر همی‌ستودند و در اوصافِ جمیلش مبالغه می‌کردند.

سر بر آورد و گفت: من آنم که من دانم.

سعدی»گلستان»باب دوم در اخلاق درویشان»حکایت شمارهٔ 8

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شنو پندی ز من ای یار خوش کیش

به خون دل برآید کار درویش

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1237

به کین دشمنان باطل میندیش

که این حیفست ظاهر بر تن خویش

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 48

در انجیل آمده است که ای فرزند آدم! گر توانگری دهمت، مشتغل شوی به مال از من و گر درویش کنمت، تنگدل نشینی. پس حلاوت ذکر من کجا دریابی و به عبادت من کی شتابی؟

گه اندر نعمتی مغرور و غافل

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 88

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00