سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 96حکمت شمارهٔ 96شاعر: سعدیانگریزی ترجمہ: ریہاتسیکصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتاممکمل انگریزی ترجمہ دستیاب ہےیہ ترجمہ شعر بہ شعر نہیں، مکمل متن کے بعد دکھایا گیا ہے۔ترجمہ دیکھیںنقل کریںحق جل و علا میبیند و میپوشد و همسایه نمیبیند و میخروشد.نقل کریںنعوذبالله اگر خلق غیب دان بودیکسی به حال خود از دست کس نیاسودیThe Most High sees a fault and conceals it, and a neighbour sees it not, but shouts.Let us take refuge with Allah. If people knew our faults No one could have rest from interference by others.◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزمین را ز آسمان نثار است و آسمان را از زمین غبار. کلُّ اِناءٍ یَتَرشَّحُ بِما فیهِ.گرت خوی من آمد ناسزاوارسعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 95اگلی نظمزر از معدن به کان کندن به در آید وز دست بخیل به جان کندن.دونان نخورند و گوش دارندسعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 97آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیحمیدرضا محمدیابوالفضل حسن زادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزمین را ز آسمان نثار است و آسمان را از زمین غبار. کلُّ اِناءٍ یَتَرشَّحُ بِما فیهِ.گرت خوی من آمد ناسزاوارسعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 95
اگلی نظمزر از معدن به کان کندن به در آید وز دست بخیل به جان کندن.دونان نخورند و گوش دارندسعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 97