سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 513غزل شمارهٔ 513شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: وییہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای ولوله عشق تو بر هر سر کوییروی تو ببرد از دل ما هر غم رویی2نقل کریںآخر سر مویی به ترحم نگر آن راکآهی بودش تعبیه بر هر بن مویی3نقل کریںکم مینشود تشنگی دیده شوخمبا آن که روان کردهام از هر مژه جویی4نقل کریںای هر تنی از مهر تو افتاده به کنجیوی هر دلی از شوق تو آواره به سویی5نقل کریںما یکدل و تو شرم نداری که برآییهر لحظه به دستانی و هر روز به خویی6نقل کریںدر کان نبود چون تن زیبای تو سیمیوز سنگ نخیزد چو دل سخت تو رویی7نقل کریںبر هم نزند دست خزان بزم ریاحینگر باد به بستان برد از زلف تو بویی8نقل کریںبا این همه میدان لطافت که تو داریسعدی چه بود در خم چوگان تو گویی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهمه چشمیم تا برون آییهمه گوشیم تا چه فرماییسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 512اگلی نظمای خسته دلم در خم چوگان تو گوییبیفایدهام پیش تو چون بیهده گوییسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 514زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتمثال خیالیم چه زشتی چه نکوییای آینه بر ما نتوان بست دوروییبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2824ما صلح نمودیم ز گلزار به بوییچشمی چو عرق آب ندادیم ز روییصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6962ای خسته دلم در خم چوگان تو گوییبیفایدهام پیش تو چون بیهده گوییسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 514آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمای خسته دلم در خم چوگان تو گوییبیفایدهام پیش تو چون بیهده گوییسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 514
ای خسته دلم در خم چوگان تو گوییبیفایدهام پیش تو چون بیهده گوییسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 514