سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125غزل شمارهٔ 125شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارتونیستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیستهیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیست22نقل کریںسرو زیبا و به زیبایی بالای تو نهشهد شیرین و به شیرینی گفتار تو نیست33نقل کریںخود که باشد که تو را بیند و عاشق نشود؟مگرش هیچ نباشد که خریدار تو نیست44نقل کریںکس ندیدهست تو را یک نظر اندر همه عمرکه همه عمر دعاگوی و هوادار تو نیست55نقل کریںآدمی نیست، مگر کالبدی بیجانستآن که گوید که «مرا میل به دیدار تو نیست»66نقل کریںای که شمشیر جفا بر سر ما آختهای!صلح کردیم که ما را سر پیکار تو نیست77نقل کریںجور تلخست ولیکن چه کنم گر نبرم؟چون گریز از لب شیرین شکربار تو نیست88نقل کریںمن سری دارم و در پای تو خواهم بازیدخجل از ننگ بضاعت که سزاوار تو نیست99نقل کریںبه جمال تو که دیدار ز من باز مگیرکه مرا طاقت نادیدن دیدار تو نیست1010نقل کریںسعدیا! گر نتوانی که کمِ خود گیریسر خود گیر که صاحبنظری کار تو نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروز وصلم قرار دیدن نیستشب هجرانم آرمیدن نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 124اگلی نظمنه خود اندر زمین نظیر تو نیستکه قمر چون رخ منیر تو نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 126◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںیک نکوروی ندیدم که گرفتار تو نیستنیست در مصر عزیزی که خریدار تو نیستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1604◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبراشین مرادیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمنه خود اندر زمین نظیر تو نیستکه قمر چون رخ منیر تو نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 126
یک نکوروی ندیدم که گرفتار تو نیستنیست در مصر عزیزی که خریدار تو نیستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1604