سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 124غزل شمارهٔ 124شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: یدننیستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںروز وصلم قرار دیدن نیستشب هجرانم آرمیدن نیست2نقل کریںطاقت سر بریدنم باشدوز حبیبم سرِ بریدن نیست3نقل کریںمطرب از دست من به جان آمدکه مرا طاقت شنیدن نیست4نقل کریںدست بیچاره چون به جان نرسدچاره جز پیرهن دریدن نیست5نقل کریںما خود افتادگان مسکینیمحاجت دام گستریدن نیست6نقل کریںدست در خون عاشقان داریحاجت تیغ برکشیدن نیست7نقل کریںبا خداوندگاری افتادمکِش سر بنده پروریدن نیست8نقل کریںگفتم «ای بوستان روحانی!دیدن میوه چون گَزیدن نیست»9نقل کریںگفت «سعدی خیال خیره مبندسیبِ سیمین برای چیدن نیست»◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر من این هست که صبرم ز نکورویان نیستاز گل و لاله گزیرست و ز گلرویان نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 123اگلی نظمکس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیستهیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیحجت الله عباسیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر من این هست که صبرم ز نکورویان نیستاز گل و لاله گزیرست و ز گلرویان نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 123
اگلی نظمکس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیستهیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125